داشتم فک میکردم اوضاع خیلی پیچیدهس. ما الان در یک برههی خیلی خفن در تاریخ ایران هستیم. مدرنیته به داخلیترین لایههای این جامعهی سنتی و مذهبی تزریق شده و داره به شدت تکثیر میشه؛ و شاید بارزترین تاثیرش دینگریزی و اینها باشه. نسلها دارن بازسازی میشن. با وجود یک فرد آتئیست -یا حداقل دینگریز- در یک طرفِ ازدواج، پنجاه درصد احتمال داره که اون خانواده و نسل جدیدی که از اون خانواده ایجاد میشه به سمت دینگریزی بره. اگه اون یک نفر، فردِ غالب در خانواده -از نظر تاثیرگذاری ایدئولوژیک- باشه، این احتمال افزایش پیدا میکنه. حالا اگر دو طرف این ازدواج، افراد سنتگریزی -و نه الزاماً مدرنیست- باشن، میشه با اطمینان گفت که این خانواده -و نسل- نهایتاً به سمت سنتگریزی میره و در مقابل نسل و نسلهای گذشته قرار میگیره؛ و این تکثیر اونقد تکرار میشه که خودتون میدونید چی میشه تهش دیگه. اگر هم نمیدونید چی میشه، برید دنبال مدرنیسم و پُستمدرنیسم و این صحبتها ببینید چی میشه. صرفاً خواستم بگم که خانوادهی من احتمالاً از جمله خانوادههای مذکور خواهد بود. اصلاً یه جوری شده که دین و مذهب و سنت تو کت ما نمیره دیگه؛ فعلاً هیچی تو کتِ ما نمیره. کتمون یهطرفه شده از بس ما رو اذیت کردن نامردا. اصلاً من رو چه به تحلیل اجتماعی! من از این جامعه متنفرم؛ انقدر که متناقضه همهچیش. اَه!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر