امروز یک دقیقه جهنم را دیدم، دلم سوخت، جایش ماند.
امروز یک دقیقه خفه شدم، هوا نبود، کبود شدم.
امروز یک دقیقه لال شدم، زبانم بند آمد، نگاه کردم.
امروز یک دقیقه زل زدم، خیره شدم، باورم نشد.
امروز یک دقیقه ترسیدم، لرزیدم، شکستم.
امروز یک دقیقه کم آوردم، زانو زدم، التماس کردم.
امروز یک دقیقه گم شدم، تاریک بود، داد زدم.
امروز یک دقیقه فقط فریاد زدم.
امروز یک دقیقه مُردم.
امروز
فقط یک دقیقه
نداشتمت.
امروز یک دقیقه خفه شدم، هوا نبود، کبود شدم.
امروز یک دقیقه لال شدم، زبانم بند آمد، نگاه کردم.
امروز یک دقیقه زل زدم، خیره شدم، باورم نشد.
امروز یک دقیقه ترسیدم، لرزیدم، شکستم.
امروز یک دقیقه کم آوردم، زانو زدم، التماس کردم.
امروز یک دقیقه گم شدم، تاریک بود، داد زدم.
امروز یک دقیقه فقط فریاد زدم.
امروز یک دقیقه مُردم.
امروز
فقط یک دقیقه
نداشتمت.
برادر/ خواهر بیا و بنویس...
پاسخ دادنحذف