خرداد ۱۶، ۱۳۹۲

Je l'aimais

- همین است! من یک بادبادک هستم، اگر کسی ماسوره را نگه ندارد، پرواز می‌کنم، می‌روم... و تو... جالب است، اغلب به خودم می‌گویم تو به اندازه‌ی کافی قوی هستی که مرا نگه داری و به همان اندازه باهوش هستی که بگذاری بپرم، گورم را گم کنم...
- چرا این چیزها را می‌گویی؟
- دوست دارم بدانی.
- چرا حالا؟
- نمی‌دانم... خیلی عجیب است که کسی به آدم بگوید از با تو بودن احساس خوبی دارم؟
- نه، اما چرا الآن این را به من می‌گویی؟
- چون بعضی اوقات فکر می‌کنم تو متوجه نیستی که ما چه شانسی داریم...
- ماتیلد؟
- بله.
- می‌خواهی ترکم کنی؟
- نه.
- خوشحال نیستی؟
- نه زیاد.
بعد هر دو ساکت شدیم.

من او را دوست داشتم، آنا گاوالدا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر